ماراتن نخوابیدن!
سلام ریحانه ای. امروز بابا تو نخوابیدن رکورد شیکوندی! آخه مامانی گفت که 8 ساعت تمام چشم روهم نذاشته بودی سحرخیزم بودی امروز آخه ساعت 12 ظهر ازخواب بیدارشدی!! صبحم مامانی عرق بیدمشک خورده بوده، شاید بدین خاطربوده که کلی انرژی داشتی امروز. غذای چندغله غنچه هم خوردی امروز..خلاصه که امروز خیلی توپ بودی! عصری تومسیر رفتن به خونه مامان بزرگ، سبزی پاک کرده خریدیم و مامانی یه شعر خوشگل برات ساخت : سبزی فروشی رفتم ( 2بار) سبزی فروشی....سبزی فروشی سبزی خریدم (2بار) کوکویی خریدم آشی خریدم همشو بخورم (2بار) چه سبزی ایه! ( 2بار) امروز 5 تا انگشتای دستتو میاوردی بالا هی...مامانی هم هی برات صدا درمیاورد که : گ...
نویسنده :
مامان
0:54


