اولین شبی که بابا جانی نبود!
سلام
دیشب اولین شبی بود که بابا جانی پیش ما نبود.اولین شیفت شبش تو ماه ای سرده که تقریبا ماهی یبار میشه
دیشب رو تخت کلی بابا رو صدا کردی به زبون خودت بابا... بوبو.. ابووا....و به در نگاه میکردی شاید بابایی بیاد
خلاصه جاش خیلی خالی بود
من و تو هم به یادش خوابیدیم
خدا سایه همه پدرها رو سالم و سلامت و خوشبخت بالا سر بچه هاشون نگه داره
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین شبی که بابا جانی نبود!
