اولین شبی که تنها خوابیدی...
ریحانه سلام.چندشبی بود که وقتی خیلی آخرشبا خوابت میومد مامانی میذاشتت کریر جلو دسشویی و دندون مسواک میزد.تا میومد تورو ببره تخت بخوابونه میدید خوابیدی..دیشب اولین باری بود که وقتی مامانی روتخت گذاشتت چنددقیقه بعدش خوابت برد....دیروزم آشپزخونه و سرویسارو ایزوگام کردند..کاشیهای حمام و کف سرویسارم چکشونو دادم. 1580000 تومان..قشنگه.مبارکت باشه. دیشبم وقتی خونه ننه رسیدیم خوابیده بود..بعدش رفتیم پارک خاتمی و تاب و سرسره بازی کردی..موقع رفتن عروسکتو جاگذاشتی یه آقاهه گفت کوچولو بیا عروسکتو بگیر...گرفتی و اومدی پیش ما.. راستی بابا یه هفته ای هست که اتفاق ناراحت کننده منای حج پیش اومده .حدود پونصد تا زایر ایرانی کشته شدند و حدود پنج هزارتا زایردیگ...
نویسنده :
مامان
8:28


