پنکه!
سلام بابایی.دیروز پایه ادویه روبرداشته بودی میچرخوندی میگفتی پنکه داره میچرخه ! خیلی جالب بود...ششم اسفندم باید بریم تهران. یک واحد درس عملی دارم به این خاطرباید برم دانشگاه...راستی ننه هم ازکربلا اومده...دوروزه...دیگه جونم برات بگه....سلامتی شما.... فعلا خداحافظ..
نویسنده :
مامان
7:45


