روزجمعه ای دیگه..

هدیه خدا

نی نی ما! ماشاالله لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

روزجمعه ای دیگه..

سلام بابا. دیروز جمعه ساعت یک بود حدودا ازخواب پاشدیم و زودی کارامون کردیم و وسایل جمع کردیم رفتیم حسین آباد.ساعت چهار اینا بود حدودا که رسیدیم..برنج و کباب و خورشت کدو برده بودیم. دمای غروب که شد رفتیم سلطانب...یه برف کوچولو هم داشت میزد...برگشتنی هم با چندتا قولی که دادی مبنی براینکه تاگفتیم ازخونه ننه پاشی, رفتیم خونه ننه.تا نه حدودا..

جلودرحیاط بابالشا خونه ساخته بودی و باننه بازی میکردی..

بوس

[ شنبه 23 بهمن 1395 ] [ 9:03 ] [ بابا ] [موضوع : ] [ ]