هدیه خدا

نی نی ما! ماشاالله لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

وقت پرواز جوجه کوچولوی من

روز اول مدرسه و گریه های مامان !!! عوض تو من تو راه برگشت هق هق گریه کردم ولی تو اصلا خداروشکر دلتنگتم،حسرت روزهای گذشته مامانو ببخش اگر تو این مدت کمکاری بود ولی من درحدتوانم خواستم خوب باشه دمپایی های کوچولوت،اسباب بازی هات خلاصه همه جای خونه پراز اثار و خاطرات توهه روز دوم بی هدف رفتم با ماشین یهو سر ازخونه مامان بزرگ درآوردم رفتیم امامزاده و برات دعا کردیم مامان تو رو رها میکنه تا در آسمان امید و آرزوها بال بگشایی و خوشبخت و خودساخته و موفق بشی عزیزم پر بزن جوجه کوچولوی من وقت پرواز از لونه کودکیه میخوام پروازو یاد بگیری
4 مهر 1397

اولین روز مدرسه ریحانه جان

F.p: اولین روز مدرسه ریحانه جان پیش دبستانی ۲ چندروزه درتکاپو برای مدرستیم تقریبا از اواخر بهار هم برای ثبت نام و ... هزینه مدرسه یک میلیون و پونصد شد نزدیک خونمون پیش دبستانی خوبی بود برا اینکه نزدیک باشی و اذیت نشی و خودم راحت با ماشین بتونم ببرم بیارمت اینجا اسمتو نوشتم چون ب نظرم و تجربم و تحقیقاتم دبستان مهمه در ی جای خوب راحت درس میخونی. امروز که رفته بودی بهت یه فرفره و یه صورتک جغد با دوتا شکلات دادن. ازفردا دیگه شروع مدرسته. مبارکت باشه عزیزم. انشالله روزای خوبی پیش رو داشته باشی. الانم داری با دختر همسایه روبرو که اسمش ثناست بازی میکنی. کیک بلوبری هم میخواهیم امشب درست کنیم.برای جشن اولین مرست دیشبم برات جپجه جغد ابی و ژله...
1 مهر 1397

صرف افعال جالب ریحانه و ادامه ماجرا....

میساخن ساختن بساخی بسازی میباخی باختن کلمات جالب محلی ک شنیدی دیشب میگفتی مامان بزرگ گفته خرده نونارو بریز تو باغچه چغندرا بخورن منم گفتم چغندرا بخورن ؟تو هم گفتی اره فهمیدم منظورت چوغورا هست ک میشه گنجشک ها ای قربون کله کوچولوت بشم یچیز شنیدی باز کوچولوی مامان پریشب برات کفش مدرسه گرفتیم دیگه دختر خانومی شدی انتخابت عاقلانه شدی تا ظاهری و ب حرف مامان گوش دادی البته ازبس تجربه کفش بد داشتی ایندفعه دیگه با مشورت انتهابتو کردی افرین دختر نازم
29 شهريور 1397

کلمات دلبندم

کلمات دلبندم کدوم جا ... کجا سنجاخ....سنجاب دینا...دنیا په په فروشی....سوپرمارکت افوالفضل...ابوالفضل و....، چون خوشم میاد هنوز بهت یاد ندادم ولی خ وقتا خودت ب مرور زمان دیگه درست کلماتو میگی و من دلم برا شیرین زبونی کودکیت تنگ میشه. نویسنده : مامانی
15 شهريور 1397

اولین جلسه اولیا مربیان من برای دخترم

سلام مامان دیروز رفتم مدرسه ات جلسه معارفه اولیا مربیان و تو نباید میومدی حس عجیبی داشتم،بعد از مدت ها باز مدرسه.،، عکست رو تو ستاره اولین نفر رو دیوار زده بودند ... امیدوارم همه روزای مدرسه برات عالی و خوش باشه از اول تا آخر همه روزای تحصیلت. ️ ️...
14 شهريور 1397

ارسال نامه

سلام ریحانه جان. امروز که اومدم خونه دیدم یه نامه به دستخط مامان اززبون تو نوشته که بفرستی به مامان بزرگ تهران. شبی رفتیم اداره پست نشونت بدیم که بستست. انشالله فردا پاکت و تمبر میگیرم بفرستیش. بوس
22 آذر 1396

ریحانه پرتلاش

سلام ریحانه فرشته. امشب با مامانی بادکنک کاغذی درست کردی و کلی نقاشی کردی و مامان ازت عکس انداخت...بازم.مثل همیشه ریحانه برنده میشه! ...بوووس شب. چندتا زلزله تو کرمان و بندرعباسم اومده!
12 آذر 1396

ریحانه با مدل جدید مو

سلام بابا. پریروز بعدچندسال موهاتو تا گردنت کوتاه کرد ارایشگاه. موهات بلند بودش...مامان که میگه عادت نداره اینطور ببینتت. من که گفتم برا موت بهتره...دیشبم رفتیم حسین آباد ...رو شاخه یه درخت گربه چاق و چله نشسته بود. اسمشو گذاشتم درخت گربه ! رفتیم جلوتر یه بچه گربه بغل جوب نشسته بود. بهش گفتی بیا بغلم فرشید کوچولو !! .. محرم هم شروع شده. دومشه. امروز اول مهر. یه روز نوبت تو میرسه که باید بری مدرسه...فعلا که پیگیر ثبت نامت تو کانون پرورش فکری هستیم...بوس.
1 مهر 1396

اخبار ریحانه!

سلام بابا. چندوقته که نشد برات بنویسم...امشب رفتیم حسین اباد ریسمانی ..کنارجوی آب. یه پیشیم داشت به آب نگاه میکرد..هوا به نسبت تفت بدک نبود..چندتا خاطره جالب اینروزا ازت داریم : یه بار اخرشب بود گفتی لولو بیا باباروبخور ! ...بعد مامان به خنده گفت لولو خورد بابارو ! توهم ترسیدی و گفتی نه بگو تفش کنه تفش کنه !! یه خاطره دیگه اینکه میگی اپرا که تپرا....منم هرحالتی هستم باید همونطوری خشکم بزنه ! دوباره که اون کلمرو تکرار میکنی یخم وامیشه !
19 شهريور 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هدیه خدا می باشد